|
|
|
|||
|
همسايتي هاي گراميم:
آيا کوروش با ديدن برادر کشي بين نوادگانش چه مي انديشد.به نظر شما نبود حتي يک ذره انسانيت در وجود نوادگانش او را به لرزه در قبرش نمي اندازد......؟
آيا به خود نمي گويد که: خداوندگارا اين موجودات درنده خو همان نوادگان من هستند. که زماني سردمدار تمام علوم معرفتي دنيا بودندو سر چشمه مهر ومحبت بخشش بودند.
و باز به خود مي گويد:چه بر سرشان آمده که همديگر را فقط وفقط بخاطر انديشيدن و بر آوردن نداي مظلوم از لب تيغ مي گذرانند.
چه بس آن زماني که خود او زمام را دردست داشت، اين مرز و بوم داعيه اجراي قوانين اوليه حقوق بشر را داشت.در دوراني که ديگر ملت هاي به قول متمدن امروزي همديگر را زنده به گور مي کردند.
و کوروش است که شرمنده تاريخ است در صحن دادرسي زمانه، و سر افکنده پيش وجدان انسانهاي آزاد انديش طول تاريخ،و با ننگ از ما قوم آريايي پيش ديگر سلاطين جهان سخن مي آورد.
و در خلوتگاه خود مي گويد:
""چه بر سر آزاده ترين ملت دنيا آمده،که اين چنين گرفتار زنجير هاي بد انديشي وتحجر شده اند"" |
||||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم اسفند 1385ساعت 16:31 توسط jilvan
|
|
||||